به مناسبت سی و ششمین سالروز جاویدانه شدن رفیق پروفیسور عبدالقیوم رهبر:


پرواز بسوی جاودانگی























سی وشش سال قبل از امروز ،درشامگاه هفتم بهمن سال ۱۳۶۸ خورشیدی، نیروهای واپسگرای مربوط احزاب اخوانی وابسته واجیر امپریالیسم ،در حیات آباد پاکستان، پروفیسور عبدالقیوم رهبر -رهبرسازمان آزادیبخش مردم افغانستان "ساما"و جبهه متحدملی افغانستان- را مورد سو قصد قرار داده جاودانه اش کردند. از آن زمان تا اکنون هیچ شخص ویا حزب سیاسی مسوولیت ترور او را نگرفتند .اما به اساس اعمال جنایتکارانه ای که باند گلبدین حکمتیار ،چه قبل از این حادثه و چه بعد از آن در ترور روشنفکران وطن پرست کشورما مرتکب شده است، اغلب گمان می رود که دستان خون آلود این باند جنایت پیشه در تبانی با سازمان جاسوسی پاکستان(ISI) در ترور رهبر دخیل بوده است .ارتجاع وطن فروش و جنایت گستر با حذف فزیکی قیوم رهبر،نتوانست حضور جاودانی او در اندیشه و افکارش را از رهروان ومردمش بگیرد. از قیوم رهبر، ده ها مقاله ورساله درمورد مبارزه وانقلاب ... بجا مانده ، و وی با این آثارش در نزد انقلابیون حضور جاویدانه یافته است و هرگز فراموش نمی شود.از پرواز قیوم رهبر بسوی جاودانگی، نزدیک به چهار دهه گذشت ، اما او هنوز در اندیشه ها و مواضع سیاسی ،ایدئولوژیک وتحلیل های علمی وماندگارش درمورد سیاست های امپریالیستی نسبت به کشورما وجهان همچنان زنده است وحضور دارد و اگر بپذیریم ،هنوز ما را با ارثیه های ارزشمند رهنمودی اش که به یادگارمانده است ،بسی سال های دیگر بدرستی هدایت می کند. تحلیل و ژرف نگری قیوم رهبر درمورد قضایای سیاسی آن زمان کشورما، ومبتنی بر آن پیش بینی وضعیت آینده درصورت تسلط نیروهای ارتجاعی وعقب گرای اخوانی ،همه مبین دانش بلند آن فرزانه ی کم نظیر است، که احتمال عواقب ناگوار آینده را دیده و در نوشته هایش پیشبینی کرده بود. مبارزه، ایثار و فداکاری از خصایل انقلابیون سترگی چون قیوم رهبر بود. او در تمام زندگی پربارش، به مثابه یکی از رهبران واقعی ستمکشان، بی‌وقفه صفوف رزم و پیکار توده‌های ستمدیده را رهبری می کرد و لحظه‌ای را بدون تفکر برای رهایی آنان سپری نکرد. رهبر آگاهانه دریافته بود که مسیر انقلاب از دل دریای خون می‌گذرد. وی با شجاعت و صداقت انقلابی، خطرات آن را پذیرفت و در این راه گام نهاد.

دلم هوای تپیدن به بوستان دارد
تپش برای بنای یک آشیان داد

قبول رنج وخطر در ره مراد خوشست
که راه عشق تکاپوی بی امان دارد

یکی از هم رزمان او می گفت: قیوم رهبر با بجا گذاشتن آثار علمی وانقلابی اش، برای ده ها سال ما را بی نیاز کرده است.وقتی آثار و تحلیل های بجامانده از آن دانشمند بزرگوار وانقلابی راستین را می خوانیم و می بینیم ، واقعن که چنین است . قیوم رهبر از تباریست که سه نسل متواتر چون پدرکلان ،پدر و برادر خود رفیق عبدالمجید کلکانی را در راه مبارزه برضد استبداد و استعمار قربانی داده است. او خطر مبارزه با ارتجاع ،استعمار وامپریالیسم را نسبت به هرکس دیگر درعمل تجربه کرده بود و می دانست .اما با این همه ، مرگ در راه آزادی کشور ومبارزه در برابر استبداد و استعمار را آگاهانه پذیرفت و از همه مزایای زندگی درغرب که بسیاری ها برای رسیدن به آن، از همه چیز خود می گذرند / می گذشتند، دست کشید و در صف مردم پا برهنه ی کشورش که در برابر تجاوز سوسیال امپریالیسم روس به پا خاسته بودند قرار گرفت، و از سمت وکرسی استادی در دانشگاه کشور آلمان دست کشید و درکنار رزمندگان سامایی ،جان خود را فدای آزادی کشور ومردمش کرد.

برای رهبر ،اصولیت انقلابی ومبارزه مبتنی بر ایدئولوژی علمی بسیار مهم بود و انحراف از اصول واساسات را به هیچ وجه نمی پذیرفت.به همین اساس او درگام نخست با برگزار کردن یک کنفرانس سرتاسری درسال ۱۳۶۲ شمسی با منحرفان با جدیت انقلابی برخورد و تصفیه حساب کرد و سازمان را که بعد از اعدام مجید کلکانی ،درجوزای ۱۳۵۹شمسی دچار یک سلسله انحرافات گردیده بود ،از انحرافات بویژه انحراف راست نجات داد. وبا این اقدام جسورانه و انقلابی ،مچ دست یک تعداد را که بی خیال به مسخ ایدئولوژی سازمان مبادرت ورزیده بودند و نقش" مارمولک"،را بازی می کردند وتلاش داشتند مشی لیبرالی را در سازمان مسلط نمایند، گرفت . هم زمان با آن ،چند تن از کادر های سازمان را که تحت فشار چند جانبه روحیه انقلابی خود را باخته و با ارائه تئوری های «من در آوردی» درکنار دشمن قرار گرفته بودند،ریشه های این انحراف وتسلیم طلبی را بطور علمی تشریح و آنها را ،از سقوط و زوال حتمی نجات داد. پروفیسور قیوم رهبر ،زمانی رهبری ساما، را بدست گرفت که همه اعضای رهبری و کادر های برجسته ی آنرا دولت دست نشانده سوسیال امپریالیسم روس ،جاودانه کرده بود وجبهات نظامی آن نیز در نبود سکانداران ماهر وواقعی شکست سختی خورده بود. رهبر با چنین اشخاص وو ضعیت رقتبار وبحران که در همه ابعاد سازمان سایه پهن کرده بود مواجه گردید ،و درچنین حالتی همه از او انتظار داشتند که به همه مشکلات راه حل پیدا کند .


رهبر، با ایمان خارایین وتزلزل ناپذیر یک انقلابی واقعی، همه توانش را درجهت حل مشکلاتی که فرا راه سازمان قرار گرفته بود،بکار گرفت و پیش پای همه، با استفاده از دانش انقلابی اش چراغ افروخت تا راه وچاه را تفکیک و در مسیر درست به پیش روند. در بحبوحه این سازماندهی که در دل ها دوباره بذر امید می کاشت، ارتجاع سیاه درتبانی با استعمار ،او را حذف فزیکی کردند،تا در آینده برنامه های استعماری شان را بدون دغدغه و درد سر در کشورما با همکاری نیروهای ارتجاعی مزدور شان که سالها پرورانیده بودند عملی نمایند ، که چنین هم کردند.قیوم رهبر با مبارزه صادقانه در راه آزادی کشور و بخاطر رهایی توده های محروم ،با نثار خونش ، به حقا که سنگ تمام گذاشت. او یگانه کسی بود که دراین راه "ترک مال وترک جان و ترک سر"کرد.بعد از جاویدانه شدن وی، هیچ سامایی ،جسارت بریدن از آغوش غرب وبرگشتن به میهن بخاطر مبارزه را نکرده است .او در "ساما " اولین و آخرین شخصی بود ،که خود گذری انقلابی را آگاهانه در نظر وعمل ثابت کرد ونشان داد که ارزش هایی وجود دارد که مهمتر از زندگی شخصی ،خانوادگی وحتا جان ماست. آخر کلام اینکه بعد از رفتن قیوم رهبر، اشخاص ناتوان و از نظر دانش انقلابی کم ظرفیت ،در رهبری ساما،قرار گرفتند که بعلت این ضعف، بار دیگرسازمان را به انحرافات مختلف کشاندند و تهی از اصالت انقلابی و رسالت تاریخی اش کردند.به این علت بسیاری از اعضای سازمان ،با رهبران بی عرضه مقاطعه کرده، شماری به مبارزه انقلابی خویش در خارج از تشکیلات ساما ادامه دادند، برخی ها راه خود را رفتند و یا گوشه انزوا گزیدند. متأسفانه شماری مسخ شده که بربنیاد گفته زیبای قیوم رهبر ،دچار "ازخودبیگانگی"، شده اند ،زیر همان نام و آدرس "ساما"، بی شرمانه اکت وادای مبارزه در می آورند وشاید بالای این نام ونشان تاریخی که بدستان استوار ترین مبارزان باورمند به ایدئولوژی رهایی‌بخش طبقه کارگر، ایجاد گردیده است ،تجارت می کنند.

بسوزد دفتر پرمدعای بی‌دردان
که بی‌زبانی ما یک جهان زبان دارد
بهار می رسد آخر به شاخسار امید
چی نقش پنجه ی یغما گر خزان دارد


امروز، سی و شش سال پس از جاویدانه شدن قیوم رهبر، یاد و خاطره او در دل توده‌های ستمدیده همچنان زنده است. رهنمودهای او، چراغ راه و نسخه‌ای برای رهایی از زنجیرهای بی‌عدالتی و رهیدن از یوغ اسارت ستمگران است، راهی که توده‌ها را به صفوف مبارزه و آزادی هدایت می‌کند.
یاد پروفیسور قیوم رهبر وسایر جان باختگان ساما،جاودان گرامی باد!
مرگ ونفرین بر فرومایگان و تسلیم طلبانی که برخون های ریخته شده در راه رهایی ستمکشان پا گذاشتند !


خ. رزم آیین

عضو کمیته مرکزی سازمان کارگران افغانستان (مارکسیست-لنینیست-مائوئیست عمدتاً مائوئیست)